خواجه محمد پارساى بخارائى ( پارسا )

مقدمهء كتاب 14

قدسيه ( كلمات بهاء الدين نقشبند )

بركت بسيار ظاهر گردانيد » « 1 » . ولى در همان عصر هم پاره‌اى مردمان كه حجاب ارادت در پيش چشم نداشتند ، برين دنياطلبى و فزونخواهى او خرده مىگرفتند « 2 » . و برخى حتى فراتر مىرفتند و مىگفتند : « بيع و شرى و دهقانى و زراعت وى نه بر قانون شريعت راست است » « 3 » . مولانا عبد الرحمن جامى شاعر معروف كه از مشايخ نقشبندى است ، نيز ثروتى كلان داشت . و ساليانه يك‌صدهزار دينار براى مصارف عادى روزمرهء خويش صرف مىكرد . « 4 » پس از بهاء الدين نقشبند ، در قرن نهم نقشبنديان بسيار شدند و قدرت يافتند . آنان صوفيانى خانقاه‌نشين و گسسته از اجتماع نبودند . در بيشتر حوادث و ماجراهاى خراسان و ماوراءالنّهر نقشبنديان نقشى داشتند . در اغلب جنگها و آشوبها و مصالحه‌ها چهرهء نقشبنديان ديده مىشود . و اين طريقه ديگر خاص پيشه‌وران و دهقانان نبود ، بسيارى از قدرتمندان و روحانيان متنفذ نيز در زمرهء نقشبنديان درآمده بودند . امراى تيمورى كام ناكام جانب نقشبنديان را رعايت مىكردند . و گاه بيش از حد مشايخ اين سلسله را معزز مىداشتند . شاهرخ تيمورى دست را ركاب مىكرد تا خواجه حسن عطار بر مركب برنشيند و پياده در ركاب او مىرفت « 5 » . سلطان ابو سعيد تيمورى نيز نسبت به عبيد اللّه احرار نهايت خاكسارى مىنمود و « از غايت نيازمندى گاهى پياده برابر اسبش رفته لوازم كمال ارادت بجاى مىآورد » « 6 » . خواجهء بندگان كارآگاه * قبلهء مقبلان عبيد اللّه تافت از التماس شاه جهان * از سمرقند سوى مرو عنان شاه با كبريا و جاه و جلال * رفت فرسنگها باستقبال

--> ( 1 ) - رشحات / 228 ( 2 ) - خواجه مولانا پسر شيخ الاسلام سمرقند دربارهء او گفته بود : « گذاريد اين جعل را كه همگى همت او مصروف اين است كه دنيا جمع كند » ( رشحات / 304 - 305 . و نيز رك ص . 328 - 329 ) . ( 3 ) - رشحات / 302 . ( 4 ) - تاريخ ايران از دورهء باستان تا پايان سدهء هيجدهم . ترجمهء كريم كشاورز ( تهران 1346 ) 2 / 480 . ( 5 ) - رشحات / 90 . ( 6 ) - حبيب السير : خواندمير ( تهران 1333 ) 4 / 109 .